خرید بک لینک
غزل شمارهٔ ۱۷ حافظ » غزلیات سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت 00:00 00:00 غزل شمارهٔ ۱۷ به خوانش سهیل قاسمی میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.میخواهید خوانش را دریافت کنید؟ اینجا و اینجا را ببینید. غزل شمارهٔ ۱۸ » « غزل شمارهٔ ۱۶ با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید. شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشاب

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 0:42

غزل شمارهٔ ۱۸ حافظ » غزلیات ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرواد از یادت در شگفتم که در این مدت ایام فراق برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت برسان بندگی دختر رز گو به درآی که دم و همت ما کرد ز بند آزادت شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد طالع نامور و دولت مادرزادت حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت 00:00 -01:12 غزل شمارهٔ ۱۸ به خوانش سهیل قاسمی میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.میخواهید خوانش را دریافت کنید؟ اینجا و اینجا را ببینید. غزل شمارهٔ ۱۹ » « غزل شمارهٔ ۱۷ با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید. شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکیدرج | ار

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 0:42

غزل شمارهٔ ۱۹ حافظ » غزلیات ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا موعد دیدار کجاست هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات بگویید که هشیار کجاست آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکتهها هست بسی محرم اسرار کجاست هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامت گر بیکار کجاست بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست 00:00 -01:56 غزل شمارهٔ ۱۹ به خوانش سهیل قاسمی میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.میخواهید خوانش را دریافت کنید؟ اینجا و اینجا را ببینید. غزل شمارهٔ ۲۰ » « غزل شمارهٔ ۱۸ با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جست

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 0:42

غزل شمارهٔ ۲۰ حافظ » غزلیات روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد این چه عیب است بدین بیخردی وین چه خطاست باده نوشی که در او روی و ریایی نبود بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق آن که او عالم سر است بدین حال گواست فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم باده از خون رزان است نه از خون شماست این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود ور بود نیز چه شد مردم بیعیب کجاست 00:00 -01:37 غزل شمارهٔ ۲۰ به خوانش سهیل قاسمی میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.میخواهید خوانش را دریافت کنید؟ اینجا و اینجا را ببینید. غزل شمارهٔ ۲۱ » « غزل شمارهٔ ۱۹ با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 0:42

غزل شمارهٔ ۱۵ حافظ » غزلیات ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت درویش نمیپرسی و ترسم که نباشد اندیشه آمرزش و پروای ثوابت راه دل عشاق زد آن چشم خماری پیداست از این شیوه که مست است شرابت تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت تا باز چه اندیشه کند رای صوابت هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی پیداست نگارا که بلند است جنابت دور است سر آب از این بادیه هش دار تا غول بیابان نفریبد به سرابت تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل باری به غلط صرف شد ایام شبابت ای قصر دل افروز که منزلگه انسی یا رب مکناد آفت ایام خرابت حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت 00:00 00:00 غزل شمارهٔ ۱۵ به خوانش سهیل قاسمی میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.میخواهید خوانش را دریافت کنید؟ اینجا و اینجا را ببینید. غزل شمارهٔ ۱۶ » « غزل شمارهٔ ۱۴ با دو بار کلیک بر رو

برچسب: هرروزیک,گنجورغزل, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 4:35

غزل شمارهٔ ۱۶ حافظ » غزلیات خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت شراب خورده و خوی کرده میروی به چمن که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت بنفشه طره مفتول خود گره میزد صبا حکایت زلف تو در میان انداخت ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش هوای مغبچگانم در این و آن انداخت کنون به آب می لعل خرقه میشویم نصیبه ازل از خود نمیتوان انداخت مگر گشایش حافظ در این خرابی بود که بخشش ازلش در می مغان انداخت جهان به کام من اکنون شود که دور زمان مرا به بندگی خواجه جهان انداخت 00:00 00:00 غزل شمارهٔ ۱۶ به خوانش سهیل قاسمی میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.میخواهید خوانش را دریافت کنید؟ اینجا و اینجا را ببی

برچسب: ازگنجورحافظ, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 4:35

غزل شمارهٔ ۱۴ حافظ » غزلیات گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب مینماید عکس می در رنگ روی مه وشت همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 0:36

غزل شمارهٔ ۱۳ حافظ » غزلیات میدمد صبح و کله بست سحاب الصبوح الصبوح یا اصحاب میچکد ژاله بر رخ لاله المدام المدام یا احباب میوزد از چمن نسیم بهشت هان بنوشید دم به دم می ناب تخت زمرد زده است گل به چمن راح چون لعل آتشین دریاب در میخانه بستهاند دگر افتتح یا مفتح الابواب لب و دندانت را حقوق نمک هست بر جان و سینههای کباب این چنین موسمی عجب باشد که ببندند میکده به شتاب بر رخ ساقی پری پیکر همچو حافظ بنوش باده ناب 00:00 -01:21 غزل شمارهٔ ۱۳ به خوانش سهیل قاسم

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 20:06

هر دفتری که از تو نگوید... از چشم تو به منظره ی روشنی دری ست صبحی که با تو صبح شود صبح دیگری ست روشن شده ست چشم جهان از نگاه تو ای آنکه در نگاه تو از مهر منظری ست گاهی به آفتاب اگر خیره می شوی این هم عنایتی ست که از ذره پروری ست در حلقه ی سماع نگاهت جهان خوشست چرخی بزن که رقص تو را زهره،مشتری ست هر دفتری که از تو نگوید سیاهه است هر مصرعی که وصف تو را گفته دفتریست با بیکران چشم تو ای آیه ی غزل ما را چه احتیاج به مضمون دیگری ست رضا طهماسبی

برچسب: طهماسبی, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 21:34

«پیرخرد»یک نفس آسوده بود
خلوت فرموده بود
«کودک دل»رفت ودوزانونشست
مست مست
گفت:تورافرصت تعلیم هست؟
گفت:هست
گفت که ای خسته ترین رهنورد
بررخت از گردش ایام٬ گرد
چیست برازنده ی بالای مرد؟
گفت:درد.
گفت:چه بود ای همه دانندگی٬
راست ترین راستی زندگی؟پیرکه اسرارخردخوانده بود٬
سخت دراندیشه فرومانده بود.
ناگه از شاخه ای افتادبرگ
گفت:مرگ.

برچسب: استادهاشم, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 21:34

غزل شمارهٔ ۷ حافظ » غزلیات صوفی بیا که آینه صافیست جام را تا بنگری صفای می لعل فام را راز درون پرده ز رندان مست پرس کاین حال نیست زاهد عالی مقام را عنقا شکار کس نشود دام بازچین کان جا همیشه باد به دست است دام را در بزم دور یک

برچسب: هرروزیک, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:44

غزل شمارهٔ ۸ حافظ » غزلیات ساقیا برخیز و درده جام را خاک بر سر کن غم ایام را ساغر می بر کفم نه تا ز بر برکشم این دلق ازرق فام را گر چه بدنامیست نزد عاقلان ما نمیخواهیم ننگ و نام را باده درده چند از این باد غرور خاک بر سر نفس

برچسب: هرروزیک, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:44

غزل شمارهٔ ۹ حافظ » غزلیات رونق عهد شباب است دگر بستان را میرسد مژده گل بلبل خوش الحان را ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش خاکروب در میخانه کنم مژگان را

برچسب: هرروزیک,گنجورغزل, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:44

تا زمان ناصرالدین شاه مردم، البته غیر از مردم کوچه و بازار، یعنی آن دسته از مردمی که مصدر امور بودند و سواد فارسی هم داشتند، میپنداشتند آمریکا بهراستی در زیرزمین واقع است و اگر حدود دویست ذرع چاه بکنند به آمریکا خواهند رسید، چنان که فتحعلی شاه

برچسب: واشنگتن, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:44

حاجی واشنگتن فیلمی از علی حاتمی است که در سال ۱۳۶۱ در ایران ساخته شد و همان سال توقیف شد. این فیلم داستان زندگی غمانگیز حسینقلی خان صدرالسلطنه –اولین سفیر ایران در بلاد «آمِریک» - را روایت میکند؛ پس باید در آمریکا ساخته میشد اما به دلیل مشکلات سیا

برچسب: واشنگتن, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:44

سرگذشت خواندنی و لذت بخش تاریخی حسینقلیخان صدرالسلطنه معروف به حاجی واشنگتن نخستین سفیر ایران در ایالات متحده آمریکا بود. وی در سال ۱۸۸۸ میلادی (۱۲۶۷ خورشیدی) در زمان حکومت ناصر الدین شاه به عنوان سفیر به آمریکا فرستاده شد. وی فرزند میرزا

برچسب: واشنگتن», نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:44

غزل شمارهٔ ۱۰ حافظ » غزلیات دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون روی سوی خانه خمار دارد پیر ما در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم کاین چنین رفتهست در عهد ازل

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:44

غزل شمارهٔ ۱۱ حافظ » غزلیات ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما

برچسب: هرروزیک, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:44

غزل شمارهٔ ۱۲ حافظ » غزلیات ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما آب روی خوبی از چاه زنخدان شما عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده بازگردد یا برآید چیست فرمان شما کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت به که نفروشند مستوری به مستان شما

برچسب: هرروزیک, نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:44

صفحه بندی